تبليغاتX
اتاق خالی

یاد  من  باشد  تنها  هستم  ماه  بالای  سر  تنهایی  است

.:: بهار ... بهار...بهار ! ::.


بهار که بیاید ...!

یادت آمد!؟

بهار که بیاید انگار ...

به خاطر بیاور

نزدیک تر از همیشه ام و انگار دور از ...

همان دو خط موازی ...

دور از آسمانم

و باران می بارد ...

بهار هم می آید

و هر چه غیر از آن دیگر ... رهایی یافته است

رهایش کردم . رهایشان کردم ...

و باز بر خواهند گشت ...

بهار هم آمد ... بهار باز گشت و من رهایش کرده بودم

بهار می آید !

بهار را باور کن ... سرما دردی نیست !

( زینب )

+ نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387 توسط زینب |

.:: یه فکر که میگذره , یه زخم که می مونه ... ::.


جام اینجا نیست!

جایی ندارم!

و چقدر تنهام!

گاهی غمگین

و انگار گمشده ای هست

و شاید هیچ چیز را ندارم

و رویاهایم انگار بیش از حد به واقعیت نزدیکند !

و چقدر درد دارم

و هیچ چیز دیگر تسکین من نیست!

باکی نیست

و دیگر اهمیت نمی دهم که

هر که به او نزدیک تر است ، پر درد تر است

،

من دیگر عادت کرده ام !

 

( زینب )

+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387 توسط زینب |

کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست