تبليغاتX
اتاق خالی

یاد  من  باشد  تنها  هستم  ماه  بالای  سر  تنهایی  است

.:: ... ::.


پرنده ی بی چشمداشت

اوج بود

و بی پناهی چشمان ما

رد بالش را گرفت و

رفت به سمت تماشا.

همه کبوترانه ها

آسمان ما بود

و ما

در رهایی آبی ظهر

از سپیدی آزاد کبوتر

سرریزبودیم

***

سر صبح

این هوای مه آلود

فرق خیابان شلوغ

و جنگل ارام را

به هم زده است.

گمشدگی ، راه نیست

اما آنکه از سیاهی پشت سر

به آزادی گریخت،

رهایی اش روشنی ست

و روشنی

پیشاپیش طریقت است.

***

( سهیل محمودی)

 

پ.ن : این حداقل کاریه که می تونم بکنم!

+ نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387 توسط زینب |

کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست