تبليغاتX
اتاق خالی

یاد  من  باشد  تنها  هستم  ماه  بالای  سر  تنهایی  است

.:: همیشه ی خدا داشتم می مردم ! ::.


 

اولین بار داشتم می مردم که بتوام روی پاهایم بایستم و راه بروم

بعد داشتم می مردم که مدرسه را تمام کنم و به کالج بروم

بعد داشتم می مردم که کالج را تمام کنم و بروم سر کار

بعد داشتم می مردم که ازدواج کنم و بچه دار شوم

بعد داشتم می مردم که تک تک بچه هایم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و ازدواج کنند

بعد داشتم می مردم که هر طور شده زودتر بازنشسته شوم

 

و حالا جدا دارم می میرم

و هنوز فرصت نکرده ام زندگی کنم !

+ نوشته شده در جمعه 25 مرداد1387 توسط زینب |

.:: ... ::.


پوچی انتهای جنون است

ابتدای عشق یک نگاه

انتهای آن کجا

؟

رویای من در عمیق زمین بر جای مانده است ...

در عمق پست زمین جایی هست ... آنجا منتظرم باش

یک انزوای تلخ

...

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387 توسط زینب |

.:: غریبه منم ::.


‏به تو ام ای غریبه
تا به حال در هجوم گریه های بی بهانه لب به خنده باز کرده ای ؟
زیر ظاهر مودبانه ات دیده ای چه شورها و نورهاست
هیچ فکر کرده ای که توی خانه های کوچه های ساکت درون تو چه سوگ ها و سرورهاست
ای قفس که فکر میکنی هیچ غیر میله نیستی
در خودت دقیق شو
در تو یک پرنده ی غریب هست
تا به حال هیچ گاه در به روی آن پرنده باز کرده ای ؟

 

 

+ نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387 توسط زینب |

کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست