تبليغاتX
اتاق خالی

یاد  من  باشد  تنها  هستم  ماه  بالای  سر  تنهایی  است

.:: خبری می آید ... ::.


خبر آمد که آن روز همین روز خداست

وز خبر آمدنت وه خبر ها می آید

وز چنان ترس چنان سوری بسازم امروز

که همه عمر به یاد آوری آن روز که هر روز من است !

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 فروردین1386 توسط زینب |

.:: آموزنده ! ... ::.


  • احمقهادر فکر گذشته‌اند،دیوانگان نیز در رویای آینده بسر میبرند و تنها انسانهای عاقل در حال زندگی می کنند.
  • عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب
  • مطمئن ترین راه برای فقیر ماندن اینست که انسان (امانتدار)درستکاری باشد
  • یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است
  • دنیا از آن کسانی است که تحرک و انرژی دارند
  • از پیروزی تا سقوط فقط یک گام فاصله‌است
  • مردم از ترس شکست می‌بازند
  • آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم
  • در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است
  • اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است
  • نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است
  • دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد
  • کسانی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند
  • کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد
  • تدبیر همیشه بر شمشیر غالب است
  • کم دانستن و زیاد حرف زدن مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است
  • تا زنده‌ام لحظه‌ای آرام نخواهم گرفت. راحتی کردن و مردن نزد من یکیست
  • ناامیدی اولین قدمیست که شخص به سوی گور برمی‌دارد
  • عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد
  • فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است
  • پیروزی یعنی خواستن !

ناپلئون بناپارت

 

+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386 توسط زینب |

.:: Don't Leave Me aloNe. U R the Only OnE I HavE ::.


 

 Every Thing seeMs To Be Ok

 

I Am SaD

I Am lOst

I Am apaRt

I Am alOne

I Am hEre

See Me

TakE Me

LOVE ME !

 

...FoReVeR ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386 توسط زینب |

.:: لحظه ای در بهار ::.


لحظه‌ای در بهار
می‌بینم
کوچه‌ها سرخ می‌شوند
زمان
نیلگونست
باد
مثل اندوهی
از تماشای رود می‌آید.
لحظه‌ای با تو
ای پرنده‌ی سبز
ای تماشای ساحرانه‌ی آب
لحظه‌ای با تو
از تو می‌گویم
به تماشای این غروب
که دشت
مثل دنیای خفتگان زیباست
که زمان نیلگونه می‌بارد
به تماشای این پرنده‌ی سبز
به تماشای این بهار بیا.

با تو ای لحظه‌وار
ای همه‌ی تاریکی و فراموشی
با تو
در باران
به تماشای رود می‌گذریم



لحظه‌ای در بهار
می‌دانم
لحظه‌ای در بهار می‌میریم...

   

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 فروردین1386 توسط زینب |

کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست