|
.:: سال نو , فرصتی دوباره ... بهاری تازه , امیدی بیشتر ... با تو .... ::.
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال
عيد آمد گردي نسترديم و غباري نفشانديم از بيدلي او را ز در خانه برانديم ما آتش اندوه به آبي ننشانديم پيكي ندوانديم و پيامي نرسانديم و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم سالي سپري گشت و تو را ما نپرانديم ما اين خرك لنگ ز جويي نجهانديم
از نُه خم گردون بگذشتند حريفان
هر سال عید نوروز موقع تحویل سال . سر سفره ی هفت سین از خدا چی می خوای ؟
امسال از خدا صبر و بردباری زیاد در برابر مشکلاتی که می دونم تو زندگی هر کسی هست و آرامش و امیدی که همه بهش نیاز دارن و سلامتی و شادی که خیلی ها در آرزوش هستن ! من توی سالی که گذشت یاد گرفتم که ببخشم کسانی رو که شاید باعث خیلی از ناراحتی ها و مشکلاتم بودند اما یاد گرفتم که هیچ وقت هیچ چیز رو فراموش نکنم چه تلخ و چه شیرین . یاد گرفتم بپذیرم خودم رو و اطرافیانم رو همون طوری که هستن و می خوان باشن و یاد گرفتم که توی این دنیای خیلی بزرگ من خیلی کوچیکم و من یک انسانم روی این کره ی خاکی بخش کوچکی از این جهان هستی و هر بار هر شب که به آسمون نگاه می کنم یادم میفته که اگر من برای هر چیز کوچک ولو بسیار ناراحت کننده بخوام عمرمو ، تنها فرصتمو از دست بدم اگر چه به هیچ جای این دنیای بزرگ بر نمی خوره اما این خودم هستم که آسیب می بینم چرا که این جا ، امروز و اکنون فقط خودم هستم ، تنهای تنها و خدایی که در هر صورت بازم وجود داره ، با من هست ، برای همیشه !
خدایا توی سال جدید فقط فقط از تو یه چیز می خوام . فقط یه چیز قول می دم که خودم هم براش تلاش کنم فقط تو کمکم کن .....
.:: خدا : من در دل های شکسته جای دارم ! ::.
هر چند از آینه بی رنگ تر است از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است بشکن دل بی نوای ما را ای عشق این ساز ، شکسته اش خوش آهنگ تر است ( سید حسین حسینی ) .:: به سراغ من اگر می آیید ... ::.
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من !
|
در دل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور, مثل خواب دم صبح , و چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت , بروم تا سر کوه , دورها آوایی است که مرا می خواند ! ×××روح من در جهت تازه ی اشیا جاریست, روح من کم سال است , روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد , روح من بیکار است : قطره های باران را , درز آجرها را, می شمارد ... روح من گاهی, مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد ..... و چه درونم تنهاست !! .:: خاطرات مرده ::.
.:: خاطرات خاموش::.
|
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست